آخرین مطالب و مقالات

افراد آنلاین

ما 37 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

 

اهمیت تبلیغات

 

تبلیغات، صنعت و حرفه ای است که اگر صحیح به آن پرداخته شود، می تواند باعث رشد تولید و صنعت ملی و توسعه اقتصادی گردد و تولیدات غیر نفتی را بالا می برد، زیرا سبب ایجاد رقابت صحیح می شود و خود این موضوع به امر صادرات (به جهت بالا رفتن کیفیت) نیز کمک کرده و پیوسته مشاغل جدیدی را ایجاد می کند.

 

با رونق گرفتن اقتصاد، افزایش میزان تولید و رشد صنعت و با کمک به افزایش میزان فروش، کاهش قیمت ها و افزایش قدرت خرید مردم ، تبلیغات قیمت کالاهای مصرفی را کاهش می دهد. آگهی ها باعث رونق فروش و به همین سبب موجب کاهش قیمت تمام شده کالاها می شوند. با کمک به رشد و قدرت گرقتن سرمایه ها ، صنایع کوچک و یا در حال ورشکستگی ، آگهی ها بازارهای مصرف تازه را پدید می آورند. 

 

تبلیغات برای کالاهای گذشته کاربردهای تازه ابداع می کنند و برای کالاهای تازه کارکردهایی پیش می کشند که گویا باید برای دل مشغولی های گذشته علاجی به حساب آیند.

 

با افزایش آگاهی، کاهش فاصله ها و گسترش اطلاعات و ارتباطات، تبلیغ در مردم آگاهی ایجاد کرده، آنها را علاقه مند و تشویق به خرید می نماید و نیز در هنگام خرید و انتخاب هوشیار می کند. آگاهی دادن در تبلیغ را می توان نوعی از آموزش دانست، البته از نوع غیر رسمی، زیرا مخاطب به دنبال آموزش نمی آید، بلکه مبلغان هستند که باید به سراغ او بروند. این آگاهی دادن به تناسب تبحر مبلغ، ارزش آموزشی پیدا خواهد کرد.

 

تبلیغات و بازرگانی و پژوهش های علمی باید همواره از نزدیک با هم در ارتباط باشند تا بتوانند تولید و فراگرد تهیه، تکامل، بازاریابی و فروش کالا را در مقیاسی وسیع زیر نظر گیرند که در نتیجه آن مصرف کننده قادر می شود تا از تحول و نوسازی در انواع کالا و در بازاریابی که تبلیغات آن را پویا و بازنمایی می کند، سود ببرد.

 

با افزایش میزان رقابت و بالا رفتن کیفیت در بازار آزاد، شرکت ها برای افزایش فروش و به منظور ارائه کیفیت بهتر، با قیمت کمتر کالا به طور مداوم با هم رقابت می کنند. موسسات از نام های تجاری برای ارائه یک سطح ثابت کیفیت با قیمت های ثابت و از تبلیغات برای برقراری ارتباط با مشتریان استفاده می کنند. این نام های تجاری کدام یک از ویژگی های کالاها را معرفی می کنند، به چه قیمتی هستند و از کجا می توان آنها را تهیه کرد؟ شکل های مختلف تبلیغات، موسسات را قادر می سازد تا با مشتریان به صورت فوری و موثر ارتباط برقرار کنند. بنابراین تبلیغات موثر برای کار در بازارهای رقابتی لازم است.

 

تبلیغات ، مشوق بهبود مداوم کیفیت کالاست. رسانه‏ ها را سازمان می‏ دهد و تقویت می‏ کند. در ایالات متحده آمریکا و بسیاری کشورهای دیگر، به طور خاصی رسانه های گروهی مختلف شامل اینترنت،تلفن های هوشمند، تلویزیون، اغلب تلویزیون های خصوصی و کابلی، روزنامه ها و مجلات با هزینه های بسیار پایین و روش های خاص خود، مشتریان را آگاه می سازند و تحت تاثیر قرار می دهند. علت این است که مبلغان برای نشان دادن تبلیغات، مبلغ قابل توجهی پول به صاحبان رسانه ها پرداخت می کنند و در مقابل، صاحبان رسانه ها هزینه کل رسانه را از مشتریان مطالبه نمی کنند. به همین صورت است که تبلیغات به رسانه ها کمک مالی می کند.

 

رسانه ها به خودی خود یک ابزار مهم اطلاعاتی و نوعی سرگرمی برای مشتریان هستند، بنابراین تبلیغات برای جریان آزاد اطلاع رسانی و ایجاد سرگرمی به مشتریان خود، یعنی صاحبان رسانه کمک مالی می کند. محدوده جغرافیایی بازار را گسترش می‏دهد. هزینه‏ های حمل‏ و نقل و توزیع را کاهش‏ می‏ دهد. برخورد کاسب‏کارانه را بر برخورد علمی و اقتصادی مبدل می‏ کند. تبلیغات، فرهنگ را می سازد. تبلیغات تجاری از منظر مطالعات فرهنگی و اجتماعی، متنی مستقل و خود بنیاد نیست بلکه تحت تاثیر سایر عوامل است و از این طریق به خلق معنا مبادرت می کند. از این منظر تبلیغات تجاری، خدمات و باورهایی جدا مانده از سایر باورها نیستند، بلکه با ساختارهای تودرتوی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ارزش ها و هنجارهای اجتماعی پیوند دارند.

 

رابطه تبلیغات با بافت اجتماعی دیالکتیکی است. تبلیغات بر ارزش ها و هنجارهای اجتماعی اثر می گذارد و از آن تاثیر می پذیرد. به عبارتی هر برنامه و پیام تبلیغاتی نبایستی تافته جدا بافته از جامعه به نظر آید. تبلیغات تجاری یکی از پدیده هایی است که به عنوان  پدیده ای فرهنگ ساز که نه فقط بر فرهنگ مصرف که بر سبک زندگی و روابط آنها اثر می گذارد و از سوی دیگر به عنوان ابزار خوانش فرهنگ بررسی می شود.

 

تبلیغات را چه تجارتی دروغین بنامیم و چه هنری در خدمت زندگی اقتصادی و یا شاید هر دو، بهترین ابزار است برای فهم و درک بافت فرهنگی یک جامعه، برای تشخیص بازنمودهای جمعی و ابزاری مناسب برای رخنه در تخیل خلاق یک فرهنگ و ملت.

 

مکانیزم هایی که توسط آنها تبلیغات بر رشد اقتصادی تاثیر می گذارد

 

آنالیز داده های آماری کشورهای اصلی صنعتی نشان می دهد که سرمایه گذاری تبلیغاتی از طریق 4 مکانیزم، تاثیر مثبتی بر رشد اقتصادی می گذارد، یعنی موجب تشویق رشد در مصرف شده، فراگیری نوآوری را تسریع بخشیده، رقابت را ارتقاء داده و پویایی ذاتی در حوزه تبلیغات، دائما نرخ رشد میانگین GDP (تولید ناخالص ملی) را ارتقاء می دهد.

 

هر چه قدر یک کمپانی اطلاعات درباره محصولاتش منتشر کند، بیشتر می تواند به فروش آنها امیدوار باشد. با تقبل تبلیغات، در حد کم یا زیاد، کمپانی در انتظار فروش های اندک یا فراوان بعدی خواهد بود. بنابراین در حالی که حسابداران، همواره از آن به عنوان هزینه یاد می کنند، مبالغ اختصاص داده شده به تبلیغات می تواند به عنوان یک سرمایه گذاری در نظر گرفته شود. یک سرمایه گذاری خاص و ناملموس. در واقع هزینه تبلیغات به کمپانی اجازه می دهد تا سرمایه ای کسب کند که در غیر از این صورت وضعیت دستیابی به آن دشوار است.

 

سرمایه نمادین، ارزشی ناملموس بر مبنای خصوصیات عمومی، اعتبار و تصویری کسب نموده است. در اقتصاد کنونی که در آن کمپانی ها در رقابت جهانی بوده و در جستجوی افزایش عایدی ها (هر چه تولید افزایش یابد، هزینه واحد کالا بیشتر کاهش می یابد) هستند، تبلیغات در سرمایه گذاری برای برد یا باخت در سهام بازار ضروری است. هرچه سرمایه نمادین که کمپانی در اختیار دارد بیشتر باشد، شانس اینکه تلاش هایش با موفقیت توام شود بیشتر خواهد بود، ارزشی که امروزه برای نمادهای تجاری مهم قائل هستند و احتیاطی که در جهت حفظ این نام ها اعمال می شود، گواهی بر این مدعاست.

 

تبلیغات، ظهور و فراگیری استانداردهای جدیدی را برای مشتری تسهیل می کند، زیرا آگاهی مصرف کنندگان از کاربرد، کیفیت و مزایای یک محصول را تحت تاثیر قرار می دهد، این تاثیر سودمندی خود را تضمین کرده و ورای کارکرد های کلاسیک سرمایه گذاری سنتی است.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید